دلم یجوریه
نمیدونم چی شد این خواب مزخرف و دیدمخواب الهه رو دیدم
قیافش اون نبود
داشت با مظفر حرف میزد
ینی انقد با همه صمیمی بود
مظفر گفت اقات چطوره
گفت رفته اونور پیش محبوب
گوشی و گرفتم ففط فحش میدادم
همه حرفایی ک عقده شد برام
...
فقط داد میزدم
اونم میگفت تو روانی هستی ... اگه ادم بودی شوهرت جذب من نمیشد...
همش خودمو گم و گور کردم
عشقمو دیدم .. اروم بود
من هیچی بش نگفتم
خونسرد بودم
اما دلم ددشت م
برچسب: یادت,
نویسنده: دانیال نیکنام
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 16:13